الشيخ محمد جواد الخراساني

4

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

بلى نهايت آنكه شعر زينتى است براى بمنبر نه آنكه منبرموقوف به شعر است در اين صورت خواهيم گفت زينت خوب است به شرط آنكه بزينت مباح باشد . و از اينجا استكه ذاكرين نهى ميكنند مردم را از بعضى آرايشهاى سر و صورت و لباس و انگشتر طلا و مساجد را از بعضى آرايشها و محافل و هيئت‌ها را از بعضى امور و امتعه را از بعضى عكسهاى تبليغاتى با آنكه مستند و مستمسك همه در كلّيّهء اين امور تطبيق كلّى زينت است بر مورد . و مستند ذاكرين در دفع آنها آنست كه زينت بايد بدستور شرع باشد و نهى از او نشده باشد ما هم ميگوئيم كه آنچه را به ديگران ميگوئيد شما هم در تزيين منبر خود به اشعار بلكه به نثر نيز رعايت فرمائيد تا چنان نباشد كه عيسى بن مريم بحواريّين فرمود اى بندگان بدپوشنه را در چشم ديگران مىبينيد و سوزنيرا در چشم خود نمىبينيد . و امّا دوّم براى آنكه بر فرض اينكه شعر ديگر يافت نشود نبودن شعر صحيح باز موجب خواندن ناصحيح نيست زيرا كه اصلش لزومى ندارد ، مثل اين مثل آنست كه كسى بگويد من كه بسينماى فلان ميروم كه آراسته بأنواع فجور است براى آنست كه سينماى ديگرى بهتر نيست يا آنكه علمآء سينما نساخته‌اند يا سينماى اهل حقّ نيست كه بسينماى اهل ناحق ميروم . جواب او اين است كه علمآء و اهل حق سينما را حقّ ندانسته و جزو ضروريّات نشمرده تا سينما بسازند كه شما بدانجا نروى بنا نيست كه هرچه را مردم هوا كنند علمآء به زودى هواس نفس آنانرا تهيّه نمايند تا مردم دست حجت نزد اجانب دراز نكنند « 1 » . اى برادر عزيز اينها عذر نمىشود نزد خدا براى شعرهاى لغويّات و لهويات و جعليّات و جهليّات و غزليّات و كذبيّات . بايد فكر آن كرد كه بين خود و خد عذر موجّهى داشته باشيم . و بايد دانست كه خواندن اشعار ناهلان يعنى كسانى كه از مسلك و طريقه ما خارجند در صورت صحّت باز خالى از شبهه نيست . زيرا كه جواز خواندن صحيح آنها را تمثّلا يا از جهت پند ما

--> ( 1 ) اين مثل از باب مثال است فقط بر اشعار غير مشروّعه تطبيق مىشود شما براى مشروعه‌اش مثل بزنيد بخريد اجناس‌مباحه از غير اهل .